الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
248
نويد امن و امان (فارسى)
شايد نخستين كسى كه در صدد برآمد كه احاديث ظهور مهدى را تضعيف كند و از عهده برنيامد ، ابن خلدون مغربى باشد كه در محيط افكار اموى و بغض اهل بيت در اطراف مسائل اسلامى بحث نمود . دولت اموى اندلس به قول عقاد براى شرق اسلامى تواريخى ايجاد كرد كه نه مورخان آنها نوشتهاند و نه اگر مىنوشتند آنچنان مىنگاشتند . محيط اندلس مورخانى تربيت كرد كه توانائى نقد و ردّ افكار اموى را نداشتند و ابن خلدون از همان افراد است كه تحت نفوذ و تربيت و تفكير سياسى خاص از واقعبينى در اين مسائل محروم بود . او مايل است كه فضايل اهل بيت را انكار يا به نحوى از انحاء توهين و تضعيف نمايد و از بنى اميه دفاع كند و مطاعن آنها را ردّ نمايد تا آنجا كه معاويه را بقيهء خلفاى راشدين مىشمرد . ظهور مهدى آل بيت عليهم السّلام را هم چون از اولاد فاطمه و از بزرگترين مفاخر دودمان رسالت است ، با همين روحيهء بغض و عداوت اهل بيت مطرح نموده و با آنكه احاديث آن را تخريج نموده و از عهدهء نقد و تضعيف آنها برنيامده دست به دامان استبعاد زده است . جمعى از ارباب تحقيق و دانشمندان اهل سنت به سخنان ابن خلدون و امثال او پاسخهاى دندانشكن داده و خطاء و لغزش او و اين اشخاص به اصطلاح روشنفكر را روشن ساختهاند . استاد احمد محمد شاكر ، عالم معروف و معاصر مصرى در « مقاليد الكنوز » مىگويد : ابن خلدون از چيزى كه به آن علم ندارد پيروى كرده و خود را در مهلكه انداخته ، بر او مشاغل سياسى و امور دولتى و خدمت اميران و پادشاهان غلبه يافته و گمان كرده عقيده به ظهور مهدى ،